به وبلاگ تصویر عشق من خوش آمدید
فرست نشد بهت بگم عاشقت شدم بتونم عشق و به چشمات نشون بدم
ايميل من : OMID.K1368@YAHOO.COM

یه توضیح راجع به متین دو حنجره :
متین پدر سبک راک در ایران هستش و واقعا استعداد او در خوانندگی مثال زدنی هست و ویژگی او که از سایر خوانندگان متمایز کرده صدای او هستش که معروف شده به دو حنجره یعنی با دو صدا میخونه مثل این اهنگی که رو وبلاگ گذاشتم ..
نوشته شده توسط امید در Wed 2 Jul 2008 ساعت 12:22 موضوع | لینک ثابت
نه عاشق باش ، نه معشوق ، عشق باش .

به عشق گفتم تو آخر چه هستي ؟؟..
عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو ميتو مي ميرم ، ولي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو
گفت نگاهي بيش نيستم....

فاصله ها بسیار و بسیارتر و غریبانه بودن بیشتر و بیشتر....
به چه قیمت ؟ چه کسی توانست بهای با هم بودن را بپردازد که حالا بتوان ادعا کرد؟
همه و همه دروغی بیش نبود. دوستت دارم و تنها با تو بودن همه و همه لق لقه زبان بیشتر نخواهد بود .
چیزی نبود جز فاصله گرفتن با دل خود....
آنان که شناختند حریم مقدس دل را و اشنایی پیدا کردن با اسرار دل خود چه زیبا تنها ماندن با دل را انتخاب کردند و بر داوری دل استوار ایستادند و در دام محبتهای دروغین گرفتار نشدند.
در این زمانه وفا : غریبه و عشق بیگانه و حقیقت وسیله .. انهم وسیله ای که بتوان دلی را رنجاند و یا در امانت دوستی خیانی کرد همین و بس........
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند......... وانکه این کار ندانست در انکار بماند
محرم دل خویش باشیم و راز نگهدار دلهای شیدا و پاک.
هر چه تخم مهر كاشتم دشمني كردم درو
پس چگونه گندم از گندم برويد جو زجو
كلمه مقدس عشق را الوده ميكنند و با آن اسباب فريب را فراهم مي آورند و حتي دل عشق را هم به درد آورده اند. چرا ؟
و هيچ دليلي جز اين نيست كه درك نكرده اند معناي عشق را و توشه برگرفته اند از صفره ريا و تزوير
كاش عشق رو سوي صحرا مي نمود يا نواي بي نوايي مي سرود
آنگاه ناب از آلوده جدا و ريا از كانون صداقت منفك ميشد.

دستتو بذار جلوی بینی و دهنت!
.
نمی تونی نفس بکشی؟
.
تحمل کن!
.
یک کم دیگه هم تحمل کن!
.
بازم طاقت بیار!
.
تو می تونی. من مطمئنم!
.
نمی تونی؟!
.
خب دیگه بسه!
.
نمی خوایی بمیری که؟! حالا دستتو از جلوی بینی و دهنت بردار. یه نفس عمیق
بکش! اما می دونی هر چقدرم از این نفس های عمیق بکشی بازم نیاز داری؟ بازم
باید نفس بکشی! چون تو هیچوقت از نفس کشیدن پر نمی شی!
اما اگه یادت به چند لحظه پیشت بیفته! یادت میاد که از نفس نکشیدن پر شده بودی!
درست می گم؟! واقعاْ پر شده بودی. انگار پر از نیاز بودی! نه؟!
منم وقتی دلتنگ می شم به جای اینکه خالی بشم پر می شم. پر از دلتنگی!
درست مثل همون لحظه ای که نفس کم آورده بودم ولی پر بودم! پر از نیاز. وقتی که
دلتنگ می شم از نیاز تو رو داشتن پر می شم. اما از با تو بودن خالی! و تو مثل نفس که هیچوقت آدم رو پر نمی کنه میمونی. مثل همونی! وقتی نیستی انگار یکی راه نفسم رو بسته!
آره وقتی ندارمت، تو رو کم میارم. مثل نفس. و بعد از ظهرِ ماه همون لحظه ای که
می خوام تو رو نفس بکشم می رسه. همون لحظه ای که دستم رو از جلوی بینیم
بر میدارم تا یه نفس عمیق بکشم و دوباره جون بگیرم. تا تموم سلولهام از تو پر بشن
و از نیاز خالی!
امّا می دونی! هر چقدرم نفس بکشم، بازم پر نمی شم. و تا همون لحظه ای که می
میرم به نفس کشیدن محتاجم.
به خاطر همینه که می گم تو برام مثل نفس می مونی!
شایدم برعکس...
نفس مثل تو می مونه!

به كودكي گفتند :عشق چيست؟
گفت : بازي
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟
گفت : رفيق بازي
به جواني گفتند : عشق چيست؟
گفت : پول و ثروت
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟
گفت :عمر
به گل گفتم: عشق چيست؟
گفت : از من خوشبو تره
به پروانه گفتم: عشق چيست؟
گفت :از من زيبا تره
به خورشيد گفتم عشق چيست؟
گفت: از من سوزنده تره
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست
عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟
عشق فقط ميگه تو مال مني...
عشق نمي پرسه که اهل کجايي ؟
فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني...
عشق نمي پرسه که چي کار مي کني؟
فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته...
عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟
فقط ميگه هميشه با مني...
عشق نمي پرسه که دوستم داري؟
فقط ميگه دوستت دارم...
من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،
به او که تنش بوی گلهای سرخ را میدهد،
به او که با جادوی کلامش زیباترین لغات را شناختم،
به او که لحن صدایش دلپذیرترین آهنگ است،
به او که نگاهش به گرمییه آفتاب و لبانش به سرخیه شقایق ودلش به زلالییه باران است،
به او که برای من مینویسد،
مینویسد از باران، از شبنم، از گرمای عشق و ...
من می روم اما به او بگویید دوستش دارم ،
به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من درآن غرق شده،
به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نورو شعرو ترانه برد،
و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.
من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،
به او که صدای پایش را میشنوم،
به او که لحن کلامش را میشناسم،
به او که عمق نگاهش را میفهمم،
به او که .....
من می روم اما به او بگویید دوستش دارم،
به او که گل همیشه بهارمن است،
به او که قشنگترین بهانه برای بودن من است
وبه او که عشق جاودانه من است......

عشق همون سرخی غروب اولین روز آشنایی که هیچ وقت نمی تونی فراموشش کنی .
اگر میشد عشق را معنا کرد دیگر عشق نبود.
عشق رو دیدی سلام منو هم بهش برسون .
آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق می ورزم عذابم ميدهند.
سلام عشق یعنی ......
اگر میتوانستم مجازاتت کنم ازت میخواستم... به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی.
میخوام زندگیمو تو یه شعر خلاصه کنم.این بهترین شعریه که تا حالا شنیدم چون همش حرف دله!

در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسـی در میـزنـد
در را گـشـودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستـان بی وفـا
از غـم بیاموزید وفـا
غـم با آن همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند

نوشته شده توسط امید در Thu 2 Aug 2007 ساعت 17:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اي عزيز پر شکسته! دل تو قد يه درياست
"گل من"! غصه چشمات , ميدونم قد يه دنياست
کسي نيست اينو بفهمه ؛ که توعاشقي نه مجنون!
غم اين غربت سنگين , دل تو کرده پريشون
ناله و اشک شبونه , خوابو از چشات ربوده
به "خداي اشک و خنده" ! اين گناه تو نبوده
ياد عشق تو عزيزم , يه عالم اميد مياره
مگه من زنده نباشم از چشات غصه بباره
يکدم از يادت "عزيزم" , دلم از دلت جدا نيست
به جونت قسم! که دردام , کمتر از خستگيات نيست
با تو آروم ميشه قلبم اينو از چشام ميخوني
من امید هستم 19 سال دارم ودانشجوی رشته مهندسی برق- الکترونیک هستم و خدا رو شکر میکنم که سلامتی به من داده تا من در آسایش و رفاه زندگی کنم لطفا نظرات خودتون رو راجع به وبلاگ بنویسید ...متشکرم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY